تبلیغات
Evanescence - Missing .mp3
Found at bee mp3 search engine
Anathema - Parisienne Moonlight .mp3
Found at bee mp3 search engine
Forgotten - عشق در یادگار امام


Forgotten

حتما آهنگ رو اجرا کنید که بدون آهنگ لطفی ندارد(برو پایین...)

 

 

داستان های  عشق دانشگاهی دوستام

اول از همه بگم که داستان خود منم تو این داستانا هستش ولی من اسم نمی برم که دوستام زیاد از دستم ناراحت بشن.

اول از دوستم آقای میم و خانوم شیم شروع می کنم.

روزهای اول دانشگاه بود مهر 1387 هر کی داشت تو کلاس دنبال یه کیس مناسب می گشت،از انجایی که این دوست ما که اهل ورامین بود همیشه به کم راضی نمی شد دست گذاشت رو یکی از خوشگلهای کلاس . ما که نمی دونستیم،یکی از بچه ها گفت این دختره چقدر ردیفه می خام باهاش دوست بشم،بعد یدفه آقای میم یه دفعه اومد تو بحث گفت :داداش صحاب داره!!!!

مارو میگی گفتیم باشه مال تو حرفی نیست.

تو کلاس شیمی 1 که همه بچه ها با معشوقه هاشون جمع بودن،آقای میم هی می خواست جلب توجه کنه به همین دلیلم همیشه پشت سره خانم شیم می شست.

خیلی خود نمایی میکرد . تو همه امتحانات سعی میکرد که هر طور که شده بهش برسونه.از اونجاییم که میم درسش خوب بود شیم بدش نمی اومد که بهش برسونه. این گذشت تا دمه امتحانات که خیلی ها تصمیم گرفته بودن این درس رو حذف کنن،یکی از اوناهم خانوم شیم بود. آقای میم نمی دونست واسه همینم رفت سره جلسه،وسطهای امتحان بود که فهمید شیم  نیومده کلی ناراحت شد بنده خدا آخه خودش رو آماده کرده بود کلی بهش برسونه.پس تصمیم گرفت که امتحانشو بی افته تا شاید ترم بعد باز با هم تو یه کلاس باشن.

آره میم اون امتحان رو رد شد در صورتی که یکی از بهترین شاگردای کلاس بود.همه ی ما تا فهمی دیم گفتیم خاک.............


آهان می پرسین که میم به شیم پیشنهاد داد یا نه ؟

آره خوب

ترم یک یه بار رفت.یکی از بچه ها دلش واسه میم سوخت گفت بیا با هم می ریم من صحبت می کنم.تو مترو حرم می ره جلو تا میگه:ببخشید خانوم شیم !!شیم میره دوستش وای میسه.میثم می گه که این رفیق ما از شیم خوشش اومده می شه بهش بگین وایسه میم باهاش صحبت کنه؟

میگه نه به من مربوط نی!!!!!!!!!!!!!!!

میرن

یه بار دیگه هم میم میره جلو به شیم میگه:خانوم شیم ببخشید 2دقیقه وقت دارین؟

شیم می گه نه وقت ندارم؟

خلاصه که چپ و چهار سو آقای میم ضایع می شد.

 

این شد که داستان میم و شیم پیچید تو دانشگاه.

حالا جالب اینجاست که بجز میم یه دانشگاه دنبال شیم بودن،آخه روابط عمومی شیم بالا بود با همه پسرا حرف می زد همه فکر می کردن که باید باهاشون دوست بشه.شیمم نامردی نمی کرد همه رو سر کار می زاشت.

تو این 4 ترم بجه طلف شده به پاش،همیشه جلو فنی منتظرش.

                            

خوب خوب خوب ....

حالا وقته داستان قشنگست:

ترم سه یا دو بود که یکی از بجه ها که اسمش علی بود سعی کرد سر به سره میم بذاره.اون با یه خط غریبه به میم اس ام اس داد گفت من یکی از دختر های دانشگام از تو خوشم اومده می خوام باهات دوست بشم.میم می گه که خودت رو کامل معرفی کن!!!! اونم می گه که من واسه دانشکده دیگه هستم رشتم نساجی من رو نمی شناسی.

خلاسه چون که میم صدای دختر رو نمی شنید شک کرد دیگه جواب نمی داد،اون وقت علی گوشی رو می ده به دوست دختره خودش که با میم صحبت کنه!!! اونم زنگ می زنه و با میم صحبت می کنه .

دیگه شک میم به یقین تبدیل می شه و یک دل نه صد دل عاشق دختره می شه، از اون به بعد هم باز فقط اس ام اس می دن به هم(به این بهونه که وقتی دختره خونست نمی تونه صحبت کنه)

یه مدت همین طوری ادامه پیدا می کنه تا وقتی که دختره دیگه پول شارژخطش رو نداره.....

بله حالا وقته اینه که مرد با غیرت ما بره واسه حاج خانوم شارژ بخره اونم نه یک بار.........

آره دیگه این داش علی ما کلی میم رو تیغ می زنه، هر وقت هم که میم می گفته که بیا تو دانشگاه ببینمت این می پیچونده.

بعد از یک ماه دختره خطش خاموش می شه و دیگه زنگ نمی زنه بعد........

بعد از یه مدت میم زنگ می زنه به اون شماره (خط برای مادر علی بودش)مادرش جواب می ده!!

الو....

بله ... بفرمایین!!!!!؟؟؟

من با ......خانوم کار داشتم!!!!

فکر کنم اشتباه گرفتین آقا!!!!

نه....نه....ما هم دانشگاهی هستیم!!کاره درسی دارم باهاش

کدوم دانشگاه ؟

شهر ری دانشگاه آزاد

نکنه با علی کار دارین؟

علی؟  علی چی؟

وا..... دهقان دیگه.  مگه دوست علی نیستین؟

بله بله   خدا حافظ

بوق ....بوق... بوق....

میم دیگه داشت سکده می کرد آخه این علی دهقان تو دانشگاهم خیلی به میم کرم می ریخت.

حالا فرداش تو دانشگاه.......

ادامه دارد..........

چند روز بعد سر کلاس شیمی تجزیه این دو نفر رو در رو می شدن.

میم عصبی رفت پیش علی ، گفت: این شماره مال تو ـ؟

علی:نه؟؟؟؟؟؟؟

میم:خالی نبند همه چیز رو فهمیدم!!! از اولش هم می دونستم سر کاریه!!!!
علی:چی می گی؟

میم:یالی پول شارژایی که خریدم رو بده!!!

علی:چی می گی؟من؟پول بدم؟

میم قاطی کرد،گفت .............(فوش داد)

آره یه کم درگیر شدن

حالا ما رو می گی سر کلاس مرده بودیم از خنده

میم که می دید ما هم می دونیم بدتر عصبانی شد

خلاصه داشت دوا می شد که ما جدا کردیمشون

این بود داستان میم

البته هنوزم دنبال شیم هست،امید واریم بهش برسه.....آمین

داستان بعدی داستان خودم

بجه ها گیر دادن که اول مال خودم رو بنویسم بعد برای اونارو،منم قبول کردم

داستان بعدی داستان های حمید


نوشته شده در شنبه 18 اردیبهشت 1389 ساعت 01:39 ق.ظ توسط HAMID TAGHAVI |نظرات |


:قالبساز: :بهاربیست:

Joe Satriani - The Forgotten .mp3
Found at bee mp3 search engine